ساخت وبلاگ | ساخت سایت

براي حمايت از توليد ملي چه بايد كرد؟

افزايش هزينه هاي توليد در اين يك سال اخير به چند طريق جبران شد. راه اول تعطيلي بسياري از واحد هاي توليدي و يا كاهش توليد، راه دوم اصرار بر افزايش قيمت ها و راه سوم فدا شدن كيفيت براي جبران افزايش هزينه ها بود.مشاهده ي اين چند رفتار ما را متوجه اين امر مي كند كه افزايش هزينه هاي توليد به هيچ وجه رونق توليد در پي ندارد.


آنچه امروز در قالب افزايش قميت و كاهش كيفيت و كم فروشي ديده مي شود، تا قبل از هدفمند كردن يارانه ها در قالب نقدينگي ديده مي شد. به اين معنا كه نقدينگي پوشش چيزي را داشت كه امروز افزايش قيمت ها، كاهش توليد كمي و كيفي آن را مي پوشاند. نقدينگي جزء لازم بسته ي حمايتي دولت است ولي اگر بسته حمايتي دولت تنها در دادن نقدينگي خلاصه شود، پول نمي تواند توليد قوي و پر اشتغال با بازدهي بالا را ايجاد كند و جواب اينكه چرا نقدينگي نمي توانست بخش هاي توليدي ما را به جلو هل بدهد، اين است كه اگر حمايت تنها نقدينگي باشد، اثرات مثبت خود را از دست مي دهد.

در خيلي از فعاليت هاي توليدي نقدينگي مي تواند به عنوان تك ابزار حمايتي نقش بازي كند ولي در توليد صنعتي، نقدينگي تنها ابزار حمايتي نيست و اگر به عنوان تنها ابزار حمايتي ديده شود، عملا مجوزي براي نابودي توليد داده شده است. نابودي كه دفعي نيست بلكه تدريجي است. مرگ تدريجي توليد صنعتي در بسته حمايتي ناقص توليد است و مسئول ناكارامدي هاي بخش هاي توليد ي دولت است و نه بخش هاي توليدي.

حمايت هاي ناقص ديروز دولت در قبال توليدات صنعتي و عدم حمايت دولت از كشاورزان و دامداران، عامل سوددهي بسيار واردات گوشت، كالاهاي كشاورزي و صنعتي شده است و به نوعي توليد كنندگان علاوه بر آن كه چوب بسته حمايتي ناقص دولت را مي خورند از نتيجه هاي حمايت هاي ناقص كه تشديد واردات به علت ركود تورمي بوده است نيز، چوب مي خورند.

بنابراين اگر مي خواهيم در سال رونق توليد، شاهد شكوفايي توليد باشيم، به هيچ عنوان نبايد هزينه ها را افزايش داد. چرا كه افزايش هزينه ها عامل كاهش توليد، كاهش اشتغال و تورم در جامعه مي شود و از سويي مجوز سوددهي بالاي واردات و دلالي را نيز ايجاد كرده و بر توليد خميده ناشي از فشار هزينه ها، فشار ديگري را وارد مي سازد.

در كنار عدم افزايش هزينه ها، دولت محترم موظف است بسته ي حمايتي كاملي را براي حمايت از بخش هاي توليدي مد نظر قرار بدهد. بسته ي حمايتي كه تنها شامل نقدينگي نيست، بلكه سرمايه گذاري در امر تحقيق و توسعه را نيز شامل مي شود.

به نظر مي رسد در پي استقلال واحد هاي صنعتي نبوده ايم چرا كه در جايي كه حمايت ها ماهيت تك ابزاري داشته اند و نقدينگي مي توانست استقلال بسياري از واحد ها را ايجاد كند، از ارائه اين حمايت سر باز زده ايم و از سويي بسته حمايتي كامل براي واحد هاي صنعتي انجام نداده ايم و اين سبب شد كه توليد كشاورزي و دام داري و صنعتي همه وابسته به دولت شود و بقاء توليد به بقاء دولت متصل گردد و اين يعني اقتصاد، حضور دولت را براي هميشه تضمين مي كند. و البته دولت از طريق عدم جلوگيري درست از واردات، عملا حمايت هاي توليدي داخلي را به حمايت از واردات تبديل كرده است و اين يعني ضعيف نگه داشتن توليد و سپس نابودي توليد.

اگر حمايت دولت كامل و درست صورت مي گرفت، ديگر توليد وابسته به پول نمي گشت چرا كه خودش پول مي ساخت. به بيان ديگر علت آنكه توليد تابع پول شده است و پول تابع توليد نيست، حمايت هاي ناقص دولت در جهت وابسته نگه داشتن توليد داخلي به دانش خارجي و حمايت هاي مادي دولت بوده است.

هم اكنون دولت به جاي آنكه بسته حمايتي ناقص خود را كامل كند، توليد غير منعطف را در مواجه با افزايش هزنيه ها ( ضد حمايت) و عدم نقدينگي ( عدم حمايت ناقص) قرار داده است. نتيجه ي اين مولد كشي، نا مولد پروري شده است.

از سويي مولدين نيز به علت بازدهي هاي بالاي نامولد بودن، نقدينگي را صرف توليد پرهزينه و نامطمئن نكرده و در قالب توليد وام گرفته و در راه نامولد مصرف مي كنند.

براي اين كه اهميت امر بيش تر آشكارشود، بهتر است هزينه هاي عدم حمايت كامل دولت بيان شود. عدم حمايت كامل دولت نه تنها عامل خودكشي توليد به صورت تدريجي مي شود، بلكه سبب از بين بردن فرصت هاي استفاده از سرمايه هاي انساني و اجتماعي نيز مي شود و اين براي اقتصادي كه بي شمار نيروي جوان مستعد دارد، عامل افزايش بيكاري و هرزگي در جامعه مي شود. البته هم اكنون دولت اجازه خودكشي تدريجي را نداده است و خود با اعمال شوك به دنبال خودكشي دفعي توليد وابسته به پول و ارز خارجي مي باشد. مهم اين است بيماري كه در حال ضعيف شدن است، تقويت كرد نه اين كه به او ضربه وارد كرد كه بميرد. علاوه بر انكه ضعيف بودن امروز او، ناشي از ضعيف نگه داشتن او به علت سياست هاي ناقص حمايتي بوده است.

بنابراين بايد به سمت حمايت هاي كامل از بخش هاي توليدي براي رونق توليد حركت كرد. اعمال اين گونه حمايت هاي كامل و درست عاملي ميشود كه به واسطه ي توليد، انباشت دانش و سرمايه هاي انساني و اجتماعي ايجاد شود و توليد جامعه را به سمت توسعه هل دهد. در حاليكه اگر حمايت ها كامل نشود، نه تنها توليد عامل هل دادن جامعه نمي شود، بلكه با از بين بردن سرمايه هاي انساني، اجتماعي و مادي در مسير خودكشي تدريجي قرار خواهيم گرفت.

توليد مونتاژ و وابسته به دانش و فراورده هاي ناشي از تحقيق و توسعه خارجي، توليد رو به توسعه نيست بلكه خودكشي تدريجي است. چرا كه مونتاژ، دانش نيست، مونتاژ تنها يك روند حفظي است. براي بهتر متوجه شدن امر مونتاژ مي توان از مثالي استفاده كرد. قطعات بازي كه با وصل كردن شكل هايي را به وجود مي آورد، مثال خوبي از مونتاژ مي باشد. بچه اي كه قطعات را به هم مي چسباند خوشحال است كه چيزي را خلق كرده است و اين در حالي است كه چيزي را خلق نكرده است بلكه تنها در فريب خلق كردن به سر مي برد و علت اين فريب خوردن داخلي و باقي ماندن در سطح مونتاژ نتيجه ي حمايت هاي ناقص دولت بوده است.

راه كار چيست؟ منظور از حمايت هاي كامل و درست چيست؟

توليدي كه بر پايه هاي سرمايه هاي انساني و اجتماعي شكل گيرد، سرريز هاي مثبت خارجي ( صرفه هاي ناشي از مقياس، افزايش توان رقابت پذيري، افزايش بهره وري و غيره ) خواهد داشت و اين سرريزها عامل ارتقاء بيشتر توليد شده و از سويي با ايجاد بسترهاي خصوصي سازي و كارآفريني در كنار مهيا كردن ابزار بهره وري ( سرمايه هاي انساني و اجتماعي) تمايل به سرمايه گذاري در توليد را افزايش داده و بازار را به سمت رقابتي شدن مي برد. و ان جاست كه قيمت رقابتي يكي از ثمرات مثبت بازار رقابتي است، شكل مي گيرد.

لذا در شرايطي كه تمايل به سرمايه گذاري در توليد وجود ندارد، افزايش هزينه هاي توليد به اميد رقابتي شدن نه تنها عامل رقابتي شدن نمي شود، بلكه بيشتر از ان كه عامل افزايش انگيزه هاي سرمايه گذاري مولد باشد، با مولد كشي و از بين بردن انگيزه هاي مولد، نامولد پروري خواهد كرد.

راه اصلي براي اين كه توليد خودش، خودش را قوي كند اين است كه توليد بر پايه سرمايه هاي انساني و اجتماعي شكل بگيرد وبراي اين امر لازم است كه دانش داخلي سوار بر تكنولوژي وارداتي شود. براي اين كه دانش سوار بر تكنولوژي وارداتي شود دولت بايد حمايت كند. حمايت در سرمايه گذاري در امر تحقيق و توسعه، بزرگترين رسالت امروز دولت ايران در سال رونق توليد مي باشد.

اين امر سبب ايجاد سرمايه هاي اجتماعي شده و به تبع آن، توليد از ثمرات مثبت اي كه كشورهاي توسعه يافته از توليد خويش بهره مند مي شوند، بهره مند خواهد شد. هم اكنون حمايت هاي دولت بيش از آنكه نقش ايجاد انگيزه براي سرمايه گذاري در امر توليد داخلي را داشته باشد، انگيزه كش است و عملا ثمري جز ركود تورمي و واردات گسترده ندارد. يعني علاوه بر آنكه تمايل به توليد را كاهش مي دهد امكان توليد را نيز كاهش مي دهد.

لذا براي رونق توليد، دولت بايد حمايت كند. منتهي حمايت درست نه عدم حمايت و نه تخريب و نه حمايت نادرست.

دادن نقدينگي تنها يك حمايت نادرست است. دادن ارز دولتي و نقدينگي بايد در كنار سرمايه گذاري دولت در امر تحقيق و توسعه باشد. سرمايه گذاري در اين امر سبب ايجاد سرمايه هاي انساني و شكوفايي سرمايه انساني و اجتماعي مي شود. كه اين دو سرمايه ابزار بهره وري و عامل سرريزهاي مثبت توليد از طريق سوار كردن دانش بر تكنولوژي خواهد شد.

به بيان ديگر كارآفرينان خلاق و ماهر از طريق اعتماد، به انباشت دانش كمك كرده و حال نوبت ان است كه دانش عملي شود. عملي شدن دانش نظري، رقابت بر سر سرمايه هاي انساني و اجتماعي را به صورت طبيعي در جامعه ايجاد خواهد كرد و ديگر لازم نيست دولت براي سرمايه گذاري در امر دانش سرمايه گذاري كند. چرا كه عملي شدن دانش، خودش عامل رقابت بر سر انباشت دانش و ايجاد بسترهاي كارآفريني مي شود.

به هر ترتيب انباشت دانش كمك به بومي كردن تكنولوژي وارداتي شده و دانش را سوار بر تكنولوژي وارداتي خواهد كرد. چنين توليدي كه از سواري خوردن دانش بر تكنولوژي تغذيه مي كند، علاوه بر در دست گرفتن توليد، ثمرات مثبت و ابزار قدرت و تشديد ابزار قدرت را ايجاد مي كند.

چرا كه چنين توليدي دانش را ارزشمند مي كند و از آن جا كه دانش ثمره ي سرمايه هاي انساني و اجتماعي است، اين دو ابزار را روز به روز قوي تر و بزرگتر مي كند.

لذا در آخر به اين جمله تاكيد مي كنيم: براي رونق توليد، دولت بايد حمايت كند. منتهي حمايت درست و كامل نه عدم حمايت و نه تخريب و نه حمايت نادرست و نه حمايت ناقص.



برچسب‌ها: ،


تاريخ : ۵ فروردين ۱۳۹۴ | ۰۶:۲۳:۱۲ | نويسنده : ايراني | نظرات (0)
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :